داستان هاي كوتاه جذاب

۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۶
۰۹:۱۸:۳۱
محمدعليـ
نظرات (0)
بازدید :

بس شنيدم داستان بي كسي

 

بس شنيدم داستان بي كسي

 

بس شنيدم قصه ي دلواپسي

 

قصه ي عشق از زبان هر كسي

 

گفته اند از مي حكايت ها بسي

 

حال بشنو از من اين افسانه را

 

داستان اين دل ديوانه را

 

چشم هايش بويي از نيرنگ داشت

 

دل دريغا سينه اي از سنگ داشت

 

با دلم انگار قصد جنگ داشت

 

گويي از با من نشستن ننگ داشت

 

عاشقم من قصد هيچ انكار نيست

 

ليك با عاشق نشستن عار نيست

 

كار او آتش زدن من سوختن

 

در دل شب چشم بر در دوختن

 

من خريدن ناز او نفروختن

 

باز آتش در دلم افروختن

 

سوختن در عشق را از بر شديم

 

آتشي بوديم و خاكستر شديم

 

از غم اين عشق مردن باك نيست

 

خون دل هر لحظه خوردن باك نيست

 

آه مي ترسم شبي رسوا شوم

 

بدتر از رسواييم تنها شوم

 

واي از اين صد و آه از آن كمند

 

پيش رويم خنده پشتم پوزخند

 

بر چنين نا مهرباني دل مبند

 

دوستان گفتند و دل نشنيد پند

 

خانه اي ويرانتر از ويرانه ام

 

من حقيقت نيستم افسانه ام

 

گر چه سوزد پر ولي پروانه ام

 

فاش مي گويم كه من ديوانه ام

 

تا به كي آخر چنين ديوانگي

 

پيلگي بهتر از اين پروانگي

 

گفتمش آرام جاني ؟ گفت : نه

 

گفتمش شيرين زباني ؟ گفت : نه

 

گفتمش نا مهرباني ؟ گفت : نه

 

مي شود يه شب بماني ؟ گفت : نه

 

دل شبي دور از خيالش سر نكرد

 

گفتمش افسوس او باور نكرد

 

خود نمي دانم خدايا چيستم !

 

يك نفر با من بگويد كيستم !

 

بس كشيدم آه از دل بردنش

 

آه اگر آهم بگيرد دامنش

 

با تمام بي كسي ها ساختم

 

واي بر من ساده بودم باختم

 

دل سپردن دست او ديوانگي ست

 

آه غير از من كسي ديوانه نيست

 

گريه كردن تا سحر كار من ست

 

شاهد من چشم بيمار من ست

 

فكر مي كردم كه او يار من ست

 

نه فقط در فكر آزار من ست

 

نيتش از عشق تنها خواهش است

 

دوستت دارم دروغي فاحش است

 

يك شب آمد زير و رويم كرد و رفت

 

بغض تلخي در گلويم كرد و رفت

 

مذهب او هر چه باداباد بود

 

خوش به حالش كين قدر آزاد بود

 

بي نياز از مستي مي شاد بود

 

چشم هايش مست مادر زاد بود

 

يك شبه از قوم سيرم كرد و رفت

 

من جوان بودم پيرم كرد و رفت ... !



ادامهـ مطلبـ

برچسب: ،
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
آواتار :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :


   آخرین مطالب ارسالی

    بعضي مواقع نداشته هابه نفع ماست !
    عشق آبي
    اسير عشق
    پسر عاشق
    شاهزاده و دختر فقير
    ميخواهم تو نزديك من باشي!
    هرگزم ياد تو از نقش دل و جان نرود!
    شاعر و فرشته (عشق)
    بيخودي!
    پشت شيشه ي تنهايي
  • عضویت

      نام کاربری :
      پسورد :
      تکرار پسورد:
      ایمیل :
      نام اصلی :
  • پنل کاربری

      نام کاربری :
      پسورد :

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان