داستان هاي كوتاه جذاب

۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۶
۰۹:۱۹:۱۲
محمدعليـ
نظرات (0)
بازدید :

عشق خداوندي

loveچشم بگشاي، برخيز، به كنار پنجرهٔ قلب برو، دريچهٔ سينه را باز كن و طراوت و شادابي نسيم را استنشاق كن.
آغوش بگشاي، فرصت بده پرنده‌هاي مهاجر خوشبختي و سعادت دگرباره به سرزمين انديشه‌هاي پاك باز خواهند گشت.
قفل پولادين جهل و ناباوري را كه بر در صندوقچهٔ بي‌كران و سرشار از ثروت‌هاي الهي خورده است با كليد طلائي اعتماد، خوش‌باوري و حتي ”يقين“ بگشاي تا دريائي آنچه را باور نداشتي و نصيب و بهره‌بري از آنچه تاكنون بر خود حرام كرده بودي.
آبياري كن درخت تنومند و سر به آسمان سائيدهٔ ايمان به خود را، به توانمندي‌ها، به جايگاه رفيعت در منظر الهي، به سرمايه‌هاي انباشته در وجود نازنينت را، با باران رحمت الهي و با معصوميتي كودكانه.
سبك‌بال از شاخسارهاي تا عمق باور سبزت بالا و بالا و بالا برو تا برسي به اوج فردا.
دل بسپار به نجواي نسيم كاميابي و سعادت كه نغمهٔ خوش ”اميد و عشق“ سر مي‌دهد و راهي شو در مسير نوراني ”عشق“ تا طعم دلنشين ”عشق“ را با تمامي وجود بچشي و سيراب شوي و آنگاه آن شوي كه شايسته ”عشق خداوندي“ است.



ادامهـ مطلبـ

برچسب: ،
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
آواتار :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :


   آخرین مطالب ارسالی

    بعضي مواقع نداشته هابه نفع ماست !
    عشق آبي
    اسير عشق
    پسر عاشق
    شاهزاده و دختر فقير
    ميخواهم تو نزديك من باشي!
    هرگزم ياد تو از نقش دل و جان نرود!
    شاعر و فرشته (عشق)
    بيخودي!
    پشت شيشه ي تنهايي
  • عضویت

      نام کاربری :
      پسورد :
      تکرار پسورد:
      ایمیل :
      نام اصلی :
  • پنل کاربری

      نام کاربری :
      پسورد :

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان