داستان هاي كوتاه جذاب

۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۶
۰۹:۱۹:۴۹
محمدعليـ
نظرات (0)
بازدید :

چقدر سخته

چقدر سخته تو چشاي كسي كه تمام عشقت

  را ازت دزديد و به جاش يه زخم هميشگي رو

  به قلبت هديه داد زل بزني و به جاي اينكه

  لبريز از كينه و نفرت باشي حس كني كه

  هنوزم دوسش داري.....!؟

  چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به ديواري

  تكيه بدي كه يه بار زير آوار غرورش همه

  وجودت له شد.....!؟

  چقدر سخته تو خيالت ساعتها باهاش حرف

  بزني اما وقتي ديديش هيچ چيزي جز سلام

  نتوني بگي.....!؟

  چقدر سخته وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشك

  گونه هاتو خيس كنه اما مجبور باشي

  بخندي تا نفهمه كه هنوزم دوسش داري.....!؟

  چقدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ ديگري ببيني

  و هزار بار تو خودت بشكني

  و اون وقت آروم زير لب بگي:

   گل من باغچه ي نو مبارك



ادامهـ مطلبـ

برچسب: ،
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
آواتار :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :


   آخرین مطالب ارسالی

    بعضي مواقع نداشته هابه نفع ماست !
    عشق آبي
    اسير عشق
    پسر عاشق
    شاهزاده و دختر فقير
    ميخواهم تو نزديك من باشي!
    هرگزم ياد تو از نقش دل و جان نرود!
    شاعر و فرشته (عشق)
    بيخودي!
    پشت شيشه ي تنهايي
  • عضویت

      نام کاربری :
      پسورد :
      تکرار پسورد:
      ایمیل :
      نام اصلی :
  • پنل کاربری

      نام کاربری :
      پسورد :

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان