داستان هاي كوتاه جذاب

۲۱ مرداد ۱۳۹۶
۰۸:۱۸:۳۸
محمدعليـ
نظرات (0)
بازدید :

بعضي مواقع نداشته هابه نفع ماست !

مديرگفت: شما ميخواهيد در شركت مايكروسافت كار كنيد ولي ايميل نداريد !

متاسفم من براي شما كاري ندارم.

مرد ناراحت از شركت بيرون آمد و چيزهايي كه خريده بود را در همان حوالي به

عابران ورهگذاران فروخت ومقداري از اين فروش سود كرد.

از فرداي آن روز مرد از حوالي خانه خود خريد ميكرد و در بالاي شهر ميفروخت و

با سود حاصل از آن خريدهايش را بيشتر مي كرد , تا جايي كه كارش حسابي

گرفت و مغازه زد و كم كم وارد تجارت هاي بزرگ و صادرات شد .

يك روز كه با مدير يك شركت بزرگ در حال بستن قرارداد به صورت تلفني بود

مدير آن شركت گفت : ايميلتان را بدهيد تا مدارك را برايتان ارسال كنم. 

مرد گفت: ايميل ندارم !

مدير آن شركت گفت: شما با اين همه توان تجاري اگر ايميل

داشتين ديگه چي ميشديد ؟

مرد گفت: احتمالآ سرايدار شركت مايكروسافت بودم.....!

گاهي نداشته هايمان به نفع ماست !

ادامهـ مطلبـ

برچسب: داستان كوتاه،
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
آواتار :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :


   آخرین مطالب ارسالی

    بعضي مواقع نداشته هابه نفع ماست !
    عشق آبي
    اسير عشق
    پسر عاشق
    شاهزاده و دختر فقير
    ميخواهم تو نزديك من باشي!
    هرگزم ياد تو از نقش دل و جان نرود!
    شاعر و فرشته (عشق)
    بيخودي!
    پشت شيشه ي تنهايي
  • عضویت

      نام کاربری :
      پسورد :
      تکرار پسورد:
      ایمیل :
      نام اصلی :
  • پنل کاربری

      نام کاربری :
      پسورد :

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان